الفيض الكاشاني
مقدمه 26
مجموعة رسائل ( فارسى )
عاقبت كار خويش آگاه گردند ، تا به سعادت عُظمى مستسعد و به نعيم ابدى عُقبى فايز شوند . به رخش علم و چوگان عبادت * ز ميدان در رُبا گوى سعادت تو را از بهر اين كار آفريدند * اگرچه خلق بسيار آفريدند « 1 » و كُتب و رُسل نيز به جهت اين مطالب نازل و وارد است ، چنان كه عقول صحيحه و نقول صريحه بر آن دليل و شاهد است ، و هر كه اصول اين دانشها را به اعتقادِ جازم ، در زمين دل خود بكارد ، و به آب مجاهده و عمل صالح در دنيا پرورش دهد ، در آخرت از براى او درختى شود كه در سايهء آن استراحت كند و هر ميوهاى كه دلش آرزو كند از آن بچيند و هرگز ثمر آن آخر نگردد « طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ » « 2 » . و آن اصول ، در قرآن مجيد به دلايل واضحه مبيّن شده بر نَهجى قريب كه هم خواصّ را از آن بهره است و هم عوام را نصيب ، ليكن اكثر مردمان از آن اعراض نموده طريق ديگر از براى تحصيل آن پيدا كردهاند و خود را از مطلب دور افكنده و به راههاى مختلف رفتهاند ، كأنّ طريق دلالت را از قرآن نيافتهاند ، يا دلايل خود را اقوى از حُجَج حقّ گمان كردهاند ! . تَعالَى اللَّهُ عَنْ ذلِكَ . بنابراين ، فقيرِ حقير ، خاكِ راه علما : محسن بن مرتضى را بخاطر رسيد كه كلمهاى چند در بيان « اصول عقايد دينيه » بر مِنهَج اهل حقّ كه فرقهء ناجيهاند به فارسى بنويسد براى ارشاد سالكان مبتدى مبنى بر بيان و تبيانى كه حقّ تعالى در محكمات قرآن فرموده و مبتنى از دليل و راهى كه پيغمبر ما صلى الله عليه و آله در جوامع كَلِم
--> ( 1 ) - شبسترى ، گلشن راز . ( 2 ) - الرّعد : 29 . : « ايشان راست زندگانى خوش و بازگشت نيكو » .